http://nbi.blogsky.com

http://nbi.blogsky.com

http://nbi.blogsky.com

وبلاگ نوجوانان بهایی ایران

وبلاگ نوجوانان بهایی ایران

وبلاگ نوجوانان بهایی ایران

وبلاگی برای صلح

وبلاگ نوجوانان بهایی ایران

 
کاربر مهمان، خوش آمدید!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب



پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پیام بیت العدل اعظم الهی رضوان 2009 میلادی

پیام بیت العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان

رضوان ۲۰۰۹ میلادی (۱۶۶ بدیع)

(از: مرکز جهانی بهائی)

یاران و یاوران حضرت رحمن در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

فقط سه سال پیش بود که عالم بهائی را به بهره برداری از چارچوبی برای عمل که در پایان نقشۀ جهانی گذشته با وضوح بسیار پدیدار گشته بود فراخواندیم. این دعوت همان گونه که امیدوار بودیم با استقبالی بی درنگ مواجه گردید. احبّای الهی با جدّیّتی فراوان مبادرت به پیگیری هدف تأسیس برنامه های فشردۀ رشد در حدّ اقلّ ۱,۵۰۰ محدودۀ جغرافیایی در سراسر عالم نمودند و تعداد این برنامه ها به زودی رو به افزایش نهاد. امّا در آن وقت هیچ کس نمیتوانست تصوّر کند که حضرت ربّ الجنود با حکمت مکنون و مشیّت محتوم خود در یک چنین زمان کوتاهی چه تقلیب عمیق و تحوّل وسیعی برای جامعۀ پیروان باوفایش مقدّر فرموده بود.
جامعه ای که موفّقیّت های شایان خود را در نیمه راه نقشۀ کنونی در چهل و یک کنفرانس منطقه ای جشن گرفت براستی چقدر مطمئن و هدفمند بود. انرژی و انسجام این جامعه چه تفاوت عظیم و چه تضادّ شدیدی با سرگردانی و آشفتگی دنیایی که در چنگ بحرانهای پر پیچ و تاب گرفتار است ظاهر نمود. فی الحقیقه این همان جامعه ای بود که حضرت ولیّ امرالله آن را سعادتمند توصیف فرمود، جامعه ای که از استعدادهای وسیعی که ید قدرت الهیّه در آن به ودیعه نهاده آگاه و به نقشی که مقدّر است در بازسازی جهانی درهم شکسته بازی کند به خوبی واقف است. جامعه ای شکوفا و پویا که اگرچه در گوشه ای از کرۀ ارض به تضییقات شدیده مبتلاست ولی بدون وقفه و ترس با اتّحاد کامل به تقویت قابلیّتهای خود برای تحقّق هدف حضرت بهاءالله که استخلاص نوع بشر از یوغ دردناکتری! ن جور و ستم است مشغول میباشد. در قریب هشتاد هزار نفری که در این کنفرانسها شرکت کردند ظهور افراد مؤمنی را در صحنۀ تاریخ مشاهده کردیم که به کارآیی روشها و تجهیزات نقشه اطمینانی واثق و در تنفیذ آن مهارتی کامل دارند. هر یک از شرکت کنندگان بمثابه امواج این بحر عظیم شاهدی گویا از اثرات قوّۀ مقلّبۀ امر الهی بودند. هر یک از این نفوس گواهی بود از وعدۀ محتوم حضرت بهاءالله بر نصرت نفوسی که با کمال انقطاع و خلوص نیّت به خدمت حضرتش قیام نمایند. هر یک از این نفوس ج! لوه ای بود از آن خلق بدیع، آن انسان! ی مت عهّد و دلیر و پاک و مقدّسی که مقدّر است تحت تأثیر مستقیم ظهور اعظم جمال قدم درطیّ نسل های متمادی تکامل یابد. در هر یک از این نفوس شاهد ظهور اوّلین نشانه های تحقّق امیدی بودیم که در آغاز نقشه بیان داشتیم که اثرات تهذیب کنندۀ امر الهی از طریق فرایند مؤسّسۀ آموزشی به صدها هزار نفوس تسرّی نماید. همۀ قرائن و شواهد حاکی از آن است که تا پایان عید سعید رضوان تعداد برنامه های فشردۀ رشد در سراسر عالم از رقم ۱,۰۰۰ فراتر خواهد رفت. سزاوار آنکه در آغاز این ایّام فرخنده با کمال خضوع و خشوع سر تعظیم به آستان ربّ مجید فرود آریم و بخشش بیکرانش بر جامعۀ اسم اعظم را شکر و سپاس گوییم.

[امضا: بیت العدل اعظم]

مدیر وبلاگ جمعه 4 اردیبهشت 1388 0 نظر  نظر بدهید!

پاسخ به نظرات

سوال یکی از دوستان:


"سلام

یه سوال دارم شما ودین شما پیامبر وامامان اسلام را قبول دارید؟
واینکه بهاالله شما پیامبر بود یا امام یا هردو یا هیچکدوم؟لطفا دقیق و کامل با مدارک توی همین صفحه جواب بدید
ممنون"


جواب به سوال:


"سلام به شما دوست عزیز:

بله ما دین اسلام و حضرت محمد (ص) و همه ی امامان همچنین تمام پیامبران پیشین را قبول داریم. و حضرت بهاالله پیامبر دیانت جهانی بهایی هستند و کتاب ایشان نیز " مستطاب اقدس " است."

مدیر وبلاگ یکشنبه 23 فروردین 1388 0 نظر  نظر بدهید!

پاسخ به نظر یکی از دوستان

دوستی این نامه رو برام نوشت:



الله ابهی

سلام به دوست عزیز بهایی خودم
من قبل اینکه چیزی در مورد دین شما بدونم هیچ گاه به خودم اجازه نمیدم که در موردش حرفی بزنم من بعد از آشنایی با فرقه شما وکامل درک کردن ان این مطالب را مینویسم قبلا هم گفتم شما مقصر نیستین منم اگه از اول بچگی هفته ای ۵ تا ۶ روز تو جلسات جور با جور می شستم و مغزم پر میشد مثل تو بودم فقط همین رو ازت میخوام تو رو به حضرت اعلی در مورد دینتون نه از منظر خودتون بلکه بیشتر کنکاش کن من میگم شما درست ولی این حرف منو جواب بده کتاب اصلی شما اقدسه درسته ؟همه پیامبران الهی غیر از معجزه ای که آوردن کتابشونم با ربان مردمشون بوده موسی وعیسی ابری محمد عربی چرا کتاب شما فارسی نشد ایا خدا فارسی بلد نبود مساوات شما توی دینتون اینجوریه که برای شهری وروستایی تو دینتون تو مهریش فرق گذاشتین(نقره وطلا) مگر نه اینکه در همه ادیان انسانها شهری وروستایی وسیاه وسفید برابرند ؟
مگر میشود کسی خودش را خدا معرفی دکند و بگوید من خدا هستم نامه ای که بهاءالله به تزار برای تشکر از او برای کمک به بهائیت فرستاده ونیز نام عبدالبها(ابن الله)نشاندهنده همین حرف است من توبه نامه باب را نیز برایت در وبلاگم گذاشتم تا بدانی که چه اتفاقی افتاده است مگر میشود کسی که ادعای مهدی موعود میکند از پاسخ دادن به چند سوال عاجز بماند (در تبریز) شما که ادعای دین میکنید هنوز هم روزه تان را با اذان صبح ما شروع و با اذان مغرب ما افطار میکنید همان روزه ماه آخر سالتان را میگویم فعلا تا همین حد برایم جواب بده بعدا مزاحمت میشم ولی لطف کن این مطالب را مثل من برای عموم بذار وپاکش نکن



و این هم پاسخ نامه توسط دوستی دیگر:



باسلام

 دوست عزیزبنظر میرسد به مسائل دینی علاقه نشان می دهیدودر پی کشف حقایق هستید من هم برای شما دعا می کنم وامیدوارم که در این راه موید باشید اما در مورد نوشته های شما مواردی بنظرم رسید که مطرح می کنم

1-دوست عزیز همین که دیانت بهائی را فرقه دانسته اید نشانه آن است که دیانت بهائی را نشناخته اید اولا:این شما هستید که باید اثبات نمایید چرا دیانت بهائی ،از منظر شما فرقه است ؟ ثانیا :احتیاجی نیست شما یک نفر بهائی را به حضرت اعلی قسم دهید که جستجوی حقیقت نماید ،این وظیفه هر بهائی است که اینچنین عمل نماید اگر غیر از این عمل نماید ،در واقع بهائی نیست زیرا می خواهد بر طبق گذشتگان بدون تحقیق وکورکورانه عمل  نماید  پس میبینید که در دیانت بهائی یک فرد نمی تواند در تحت شستوشوی مغزی قرار بگیرد چون اول مانع بر سر راه او ،خود تعالیم دیانت بهائی است که فرد را منع از کور کورانه پیروی کردن می نماید مگر اینکه فرد اصلا نخواهد از آموزه های بهائی پیروی کند که در آن صورت هم دیگر بهائی نیست

2-مسئله دیگر که مطرح نموده اید در مورد نوع زبان کتاب مستطاب اقدس لازم است بدانید:

اولا:کتاب مستطاب اقدس 8 متمم دارد که بعضی از آنها به فارسی است همچنین بسیاری از آثار حضرت بهاالله به فارسی است حتی بعضی به فارسی اصیل نازل شده است که در آنها شما هیچ کلمه ای را با ریشه عربی نمی بینید در عین حال بسیاری از آثار به عربی نازل شده وعلت آن ،این بوده که در آن زمان ،زبان عربی وفارسی در ایران با هم بکار می رفته است حتی سوادافراد سواد قرآنی بوده،در اثار اعلم علمای آن زمان ،بنگرید وببینید که آیا کتبشان هم فارسی وهم عربی نبوده است ؟ یعنی زبان رایج رسمی ، با عربی ممزوج بوده است وبسیاری آثار عربی از دانشمندان وعلمای آن زمان موجود است

ثانیا :این خداوند است که تعیین می کند که به چه زبانی با مردم سخن بگوید نه بندگان .

ثالثا :اگر اینطور که شما خط و مرز برای ایمان به حق قائل شده اید تا حال از خودتان نپرسیده اید که چرا به یک پیامبر عرب زبان ایمان دارید مگر فارسی زبان نیستید ؟ویا اینکه چرا باید نماز عربی بخوانید ؟ویا چرا باید دعاهای عربی بخوانید ؟پس می بینید که استدلال شما اصلا صحیح نیست چون اگر بخواهید همچنان به این استدلال پایبند باشید باید از ایمان به حضرت محمد دست بردارید چون شمافارسی زبان هستید .این در حالی است که هم شما وهم من می دانیم مظهر ظهور الهی به هر زبانی که صحبت کند ودر هر جایی که باشد می تواند قلوب مشتاقان را تسخیر نماید .

3-در مورد مهریه شما مثل اینکه درست متوجه مطلب کتاب نشده اید زیرا مهریه با مرد است یعنی اگر مرد در روستا توطن داشته باشد مهریه طلا از او عفو شده وان هم به علت اختلاف میزان درآمد وشرایط مرد روستایی ومرد شهری است که کمکی به مرد روستایی است در عین حال در آثار بهائی به زوجین توصیه شده(اعم از روستایی وشهری) اگر به کمترین میزان مهریه یعنی یک واحد نقره بسنده کنند، اولی و احب است (پسنده تر است)ومعمولا اکثر عروس ها(حتی انان که زوجه شهری دارند)به کمترین میزان قناعت کرده وقالبا آن را هم سر عقد به عنوان مثلا برکت زندگی به صندوق خیریه تقدیم می کنند .

4-این ایراد که حضرت بهاالله خودشان را خدا معرفی کرده اند بارها وبارها پاسخ داده شده شما را دعوت می کنم به سایتهای بهائی رجوع کرده وپاسخ خود را مشروحا در آنها بیابید اما خلاصه عرض می کنم که تصور شما نادرست است در بسیاری از آثار، خداوند، مردمان را به صورت مستقیم از زبان پیامبر به امر خویش فرا می خواند ودر بسیاری از آثار دیگر به صورت غیر مستقیم در جایی که به صورت مستقیم با مردم صحبت میشود عده ای خرده گرفته اند که آن حضرت مقام عالم خداوندی را برای خویش در نظر گرفته اند که این کاملا ناصحیح است در واقع در آثار بهائی تشریح شده است که از آنجایی که درک مقام خداوندی وعالم حق برای بشر که در رتبه مادون است ،غیر ممکن است ،خداوند توسط مظاهر قدسی خود که آیینه تمام نمای صفات وتجلیات الهی هستند ،با بشر ارتباط می یابد واین آیینه های صاف وصیقلی هستند که تمام فیوضات حق تعالی را به مردم باز می تابانند ودر این مقام، تمام مظاهر الهی مانند هم ودر واقع یکی هستند و بااین حال خورشید حقیقت به نفسه هیچگاه از مقام خود افول نمی کند ومثلا آنطور که شما تصور کرده اید در بدن ظاهری مظهر ظهور حلول نمی کند.این وجودات الهی تدریج برای ما ظاهر می شوند بین ما زندگانی می کنند وما را هدایت می کنند وما را سرشار از قوای لازمه برای پیشرفت مادی ومعنوی می سازند.

5- در مورد نامه حضرت بهاالله به تزار برای تشکر مطرح نکردهاید موضوح چه است ومشکل چه؟وچه ارتباطی بین نامه فرضی شما با نام حضرت عبدالبها است؟چه نشانه چه است ؟خوشحال می شوم مشکل خود را واضح بنویسید وبا هم در این رابطه گفتگو کنیم .

6- اما در رابطه با توبه نامه ای که به حضرت باب ربط می دهند، کاملا جعلی است ودلایل بسیاری دارد که در این مختصر نمی گنجد در صورت علاقمندی برایتان میفرستم 

7-در مورد عاجز ماندن حضرت باب از پاسخ ،شما در این مورد نیز دلیلی ارائه نکرده اید آیااینهمه آثار گوناگون و تفاسیرنشانه چیست ؟اگر کسی عاجز باشد چگونه ممکن است در مدت فقط 6سال رسالت پر رنج، که تمام آن نیز در تبعید وزندان گذشته است،بتواند این همه آثار از خود بجا گذارد؟وچگونه ممکن است با چنین اوضاعی ،قادر باشد،آنقدر بر نفوس تاثیر نماید که حداقل بیست هزار نفس، جان خود را برای رسالتش فدا نمایند؟ آیا این جز به قوه الهی امکان پذیر است؟

8-اما در مورد روزه ، معلوم نیست مشکل شما با این مسئله چیست ؟ آیا از این ناراحتید که عده ای برای رضای الهی وبه یاد خدا روزه می گیرند ؟!! یا ناراحتید که چرا در اخر سال این ایام واقع شده است؟ دوست عزیز در تمام ادیان الهی روزه به شکلهای مختلف ودر ایام متفاوتی است اگر یک مسیحی ویا یهودی به شما خرده بگیرید چرا روزه شما مسلمانان در ماه رمضان واقع شده چه میگویید؟اگر نمی دانید من برای شما می گویم به دلیل آنکه قرآن در ماه رمضان نازل شده ودر این ایام چون آن حضرت از خوردن وآشامیدن خودداری می کردند بندگان نیز به عشق آن حضرت در این ایام از اکل وشرب خودداری می کنندواین  موضوع در ضمن یکی از حکمتهای روزه نیز است(که البته حکمتهای دیگر نیز دارد) بنابراین در هر دیانتی ایامی که وحی نازل می شود برای بندگان ،ایام روزه در نظر گرفته شده است که البته بندگان خالص الهی نه به زور ،بلکه به عشق الهی فرامین الهی را گردن می نهند.

 اما یک چیز را ظاهرا متوجه نشده اید چون نوشته اید "هنوز هم روزه تان را با اذان صبح ما شروع وبا اذان مغرب ما افطار می کنید"دوست عزیز مدت صائم بودن در شبانه روز در امر بهائی،از طلوع خورشید تا غروب آفتاب است واین ربطی به اذان صبح واذان مغرب ندارد چون همانطور که می دانید طلوع خورشید مدتی بعد از اذان صبح است وغروب خورشید نیزمدتی قبل از اذان مغرب .

در هر صورت تلاش شما را اگر حقیقتا طالب حقیقت باشید ارج می نهم.موفق وموید باشید.

 

با رجای تائید

مدیر وبلاگ دوشنبه 17 فروردین 1388 0 نظر  نظر بدهید!

پیام بیت العدل اعظم مورخ 26 مارچ 2009

6 شهرالبهاء 166

26 مارچ 2009
احبّای ممتحن موطن جمال قدم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

از قرار معلوم بعضی از مسئولین امور خواستار آنند که عدّه‌ای از اعضای جامعۀ بهائی کتباً تعهّد نمایند که اقدامات و فعّالیّت‌های ‌‌فردی و جمعی نخواهند داشت و در صورت ارجاع خدمتی به ایشان از قبول آن امتناع خواهند ورزید. این اقدام، اگر صحّت داشته باشد، نمایان‌گر آن است که بعد از تعطیل کار هیئت‌های یاران و خادمین، گروهی از مقامات مسئول در صدد آن هستند که با اِعمال این قبیل فشارها، شما را از حیات بهائی و ابراز عقاید و منویّات وجدانی خویش باز دارند و برخلاف تعالیم ادیان الهی و موازین انسانی جمعی از شهروندان خود را در واقع خلع عقیده و اندیشه نمایند.

قبول تعالیم حضرت بهاءالله به معنای تعهّدی شخصی جهت تلاش در راه تکامل روحانی فردی، فعّالیّت‌های اجتماعی به منظور کمک به شکوفایی جامعه‌ای فعّال و پویا و کوشش برای بهزیستی و رفاه عمومی است. از جمله اقدامات جمعی جامعه، تمشیت امور مربوط به احوال شخصی، تشکیل ضیافات نوزده‌روزه و دیگر جلسات بهائی، کوشش در راه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش اطفال، نوجوانان، جوانان و بزرگ‌سالان در زمینه‌های روحانی، علمی، هنری و اجتماعی و هم‌چنین تشویق و حمایت از یک‌دیگر در این فعّالیّت‌ها و در راه خدمت به وطن و هم‌وطنان عزیز می‌باشد. حقّ مسلّم هر انسانی، آزادی در راه کسب علم و عمل بر اساس عقاید شخصی در چارچوب اطاعت از قوانین مدنی و رعایت حکمت و ملاحظۀ اوضاع اجتماعی است و هر اقدامی در جهت جلوگیری از این آزادی نقض آشکار حقوق بشر و مغایر میثاق‌نامه‌های بین‌المللی و موازین عدالت اسلامی می‌باشد. با توجّه به این اصول اساسی، درخواست امضای تعهّد فوق‌ به منزلۀ تجاوز به حریم اندیشۀ انسانی است.

استقامت و ثبوت آن حاملان پیام محبّت و سالکان طریق وحدت موجب نهایت ستایش و تقدیر این جمع است. در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن مظلومان به دعا مشغولیم.

[امضا: بیت العدل اعظم]

مدیر وبلاگ پنجشنبه 6 فروردین 1388 0 نظر  نظر بدهید!

پیام بیت العدل اعظم مورخ 21 مارچ 2009

(ترجمه ای از پیام بیت العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان از: مرکز جهانی بهائی)

۲۱ مارچ ۲۰۰۹

یاران و یاوران حضرت رحمن در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

نوروز فرخندۀ امسال مصادف با صدمین سالروز یکی از برجسته ترین وقایع عصر رسولی دور بهائی یعنی استقرار عرش مطهّر حضرت ربّ اعلی به دست حضرت عبدالبهاء در آرامگاه ابدی خود در کوه مقدّس کرمل است. در اهمّیّت این رویداد، کلمات درّیات ذیل از یراعۀ مرکز میثاق صادر گردیده که میفرمایند قوله الاحلی: «بشارت کبری اینکه هیکل مطهّر منوّر مقدّس حضرت اعلی روحی له الفدآء بعد از آنکه شصت سال از تسلّط اعدا و خوف از اهل بغضا همواره از جایی به جایی نقل شد و ابداً سکون و قرار نیافت به فضل جمال ابهی در یوم نیروز در نهایت احتفال با کمال جلال و جمال در جبل کرمل در مقام اعلی در صندوق مقدّس استقرار یافت».

در این روز فیروز، به یادبود این پیروزی بزرگ اعضای بیت العدل اعظم به همراه اعضای دارالتّبلیغ بین المللی به نیابت از طرف بهائیان عالم، در مقام اعلی به دعا و نیایش پرداخته شکر و سپاس خود را از صون و حمایت مستمرّ پروردگار از امر مبارک بجا آوردند و قلوبشان در نهایت تذکّر و تبتّل از یادآوری خاطرۀ فراموش نشدنی که از مرکز میثاق برای آیندگان به یادگار مانده به اهتزاز در آمد، لحظه ای که صد سال پیش در چنین روزی آن هیکل انور پس از آنکه با دستهای مبارک آن ودیعۀ بیهمتا را در مقرّ ابدی خود قرار دادند، جبین مبارک را بر کنار صندوق عرش مطهّر نهاده «با صدای بلند شروع به گریه نمودند به طوری که حاضرین از تأثّرات و احزان قلبیّهء هیکل اطهر به ناله و حنین در آمدند.» همچنین موانع و مشکلات عدیده ای را که حضرت عبدالبهاء برای ساختن این بنای مقدّس با آن رو به رو بودند و نیز رضایت خاطر بیحدّ آن حضرت را از تحقّق یکی از اهداف اصلی دورۀ میثاق، به خاطر آوردند.

یک قرن پیش، مقارن این ایّام، امر مبارک دورانی از بحران های شدید را پشت سر میگذاشت، دورانی که طیّ آن مسجونیّت حضرت عبدالبهاء به دست دشمنان دیرینۀ آن حضرت در امپراطوری عثمانی تجدید شده بود، ناقضین عهد و میثاق بر ضدّ وحدت امر الله حملاتی شدید نموده بودند و فوران تضییقات وارده بر احبّای جانفشان ایران موج جدیدی از جانبازی و شهادت را به همراه آورده بود. در عین حال پیروزی های عظیم و خیره کننده برای آینده ای نزدیک بعد از این دوران پربحران در لوح جلی ثبت شده بود. مقدّر بود که مسافرت های پرمشقّت و سرنوشت ساز حضرت عبدالبهاء به غرب قوای روحانی بی حدّ و حصری را در عالم منتشر سازد و موجب پیشرفت بی نظیر امر الهی در قارّات امریکا و اروپا که به قدوم مبارک مشرّف شده بود گردد، فرامین تبلیغی آن حضرت موجب آغاز فرایندهایی گردد که در میقات معیّن به تحوّل روحانی تمامی کرۀ زمین انجامد و الواح وصایای حضرت عبدالبهاء اساس نظمی جهان آرا را در آینده تأسیس نماید.

اکنون بار دیگر امر الهی با دشمنانی ظالم و لجوج رو به رو است که بیهوده در تلاشند تا امر مبارک را در زادگاهش ریشه کن کنند. امّا این مخالفت ها در جهانی صورت میگیرد که با جهان صد سال پیش که در آن امر الهی اساساً ناشناخته و مدافعانش اندک بود بسیار متفاوت است. امروز پیروان جمال قدم در سراسر عالم به دادخواهی برخاسته اند و با سلوک و کردار خویش بر بی اساس بودن اتّهامات وارده بر خواهران و برادران ایرانی خود شهادت میدهند. در این دادخواهی، مردم منصف و عدالت پیشه از همۀ طبقات، از جمله هزاران ایرانی آزاده که از نقض حقوق اوّلیّۀ انسانی هموطنان بهائی خود ابراز نگرانی میکنند، به آنها پیوسته اند.

جانفشانی های حضرت ربّ اعلی و مؤمنین اوّلیّۀ امر مبارک اکنون ثمرات فراوان خود را به ظهور میرساند. پیروان اسم اعظم در سراسر عالم منابع موجود خویش را در مشروعی عظیم و منسجم تجهیز نموده اند تا دریاق شفابخش تعالیم الهی را به جمیع نوع انسان برسانند. پیشرفت های شکوهمند قرن گذشته نمایانگر قدرت شکست ناپذیری است که در امر مبارک به ودیعه نهاده شده و نشانۀ بارزی از برای حصول نهایی وحدت عالم انسانی است.

[امضا: بیت العدل اعظم]

مدیر وبلاگ سه شنبه 4 فروردین 1388 0 نظر  نظر بدهید!

پیام بیت العدل اعظم مورخ 18 مارچ 2009

17 شهرالعلاء 165

18 مارچ 2009

پیروان حضرت بهاءالله در مهد امر الله ملاحظه فرمایند

خواهران و برادران روحانی و حافظان آیین یزدانی،

در این ایّام مبارک صیام، قلوب این مشتاقان از افزایش تضییقات بر آن مظلومان محزون و دردمند است ولی مشاهدۀ روحیّۀ استقامت آن دلباختگان جمال جانان، افزایش استعداد روحانی مردم در آن اقلیم و دیگر نقاط عالم، فتوحات جدید مستمرّ امر مبارک و نیز پشتیبانی و حمایت فزایندۀ قاطبۀ مردم از حقوق حقّۀ آن ستمدیدگان موجب دلگرمی این ضعفا است. با قبول اختتام کار هیئتهای یاران و خادمین، بهائیان به مسئولین امور مجدداً نشان دادند که مخالفت و ستیز در مرامشان نیست و تنها مایلند بتوانند بر طبق اصول و تعالیم خود با آزادی در راه خدمت به وطن و هموطنان و رفاه نوع انسان، عمل نمایند. البتّه پذیرش این محدودیّت به این معنا نیست که آحاد احبّا از انجام وظایف روحانی و اجتماعی خود باز خواهند ماند.

در تاریخ ادیان الهی تعمّق و تأمّل فرمایید که چگونه سفینۀ امر یزدان در مقابل طوفانهای شدید ظلم و عدوان همواره محفوظ مانده و چطور در این دور مبارک، هر مخالفت و توطئۀ جدیدی سبب پیشرفت امر الله و موجب بروز استعدادهای بیاندازه در پیروانش گردیده است. تقدیر الهی همیشه چنین بوده چه که شداید و مشقّات سرما در موسم زمستان لازم تا لطافت و طراوت فصل بهار و ثمرات بدیعۀ آن جلوه نماید. به فرمودۀ مرکز عهد و میثاق: \"...گریهٴ ابر سبب خندهٴ گل گردد و دمدمهٴ رعد نتیجهاش زمزمهٴ بلبل شود و شدّت برد جمال ورد به بار آورد و طوفان سرد باغ را به شکوفههای سرخ و زرد بیاراید.\"

شایستۀ این ایّام پرتحوّل آنکه احبّای عزیز بیش از پیش به حمایت و یاری یکدیگر برخیزند و در مسیری جدید گام نهند. در این راه باید از یک طرف تصمیم تعطیل کار هیئتهای یاران و خادمین را محترم شمرید و از طرف دیگر بکوشید تا به اتّکای نیروی خلّاقۀ عهد و میثاق و با عشق بیپایان به دلبر آفاق و تأسّی به قهرمانان تاریخ درخشان 165 سالۀ این آیین ربّانی، وظایف روحانی و امور اجتماعی خود را سر و سامان بخشید و کوششهای خود را در راه خدمت به هموطنان گرامی دنبال نمایید. اطمینانی که در پیام مورّخ 4 شهرالعلاء خود در این خصوص اظهار داشتیم با مطالعۀ نامۀ جوانان عزیز بهائی و همچنین اعضای خادمین کرمان در بارۀ وقایع اخیر، دو چندان شده است.

در این راه مرکب شما صبر و شکیبایی، توشۀ راه شما توکّل به عنایات حقّ و تمسّک به عهد و میثاق الهی، علم بر افراشتۀ شما اتّحاد و اتّفاق کامل در جمیع شئون، پشتیبان شما تأییدات متتابعۀ ملکوت ابهی، مقصد شما سرزمینی پر از صلح و صفا و اجر لانهایۀ شما تقرّب به درگاه کبریا و نیل به سعادت ابدی و افتخار سرمدی است. پس کمر همّت بربندید و ردای درایت، شجاعت و حکمت بر تن کنید، و با پویایی و تحرّکی جدید به پیش روید تا به تحقّق هدف اصلی زندگی موفّق شوید و در آشیان رحمانی و بر شاخسار گلزار روحانی مسکن و مأوی گیرید.

خبر گسترش مشورت در بین خانوادههای احبّا برای تمشیت امور فردی و اجتماعی خود موجب سرور و امتنان این جمع است. مشورت از جمله اصول بنیادین این آیین نازنین و اسباب لازمۀ حیات بهائی است. استفاده از این هدیۀ پربها و ارزشمند الهی منحصر به مؤسّسات امری نیست بلکه افراد و خانوادهها نیز به آن مکلّف و موظّف هستند. مطمئن باشید که ترویج فزایندۀ مشورت در بین خانوادهها کمک شایانی به بلوغ و کارآیی جامعه خواهد نمود و شما را برای خدمات وسیعتری آماده خواهد ساخت. در انجام وظایف روحانی و اجرای امور مربوط به احوال شخصی مشوّق و حامی یکدیگر باشید و جهد نمایید تا اغلب تصمیمات لازم در سطح خانوادهها اتّخاذ گردد. به تعلیم و تربیت روحانی فرزندان خود ادامه دهید و مطالعه و تعمّق در آیات الهی را دنبال کنید. وابستگی بین خود را آن چنان مستحکم کنید که بدخواهان فرصت ایجاد کوچکترین اختلاف در بین شما نیابند. از اخبار خوش اقدامات خواهران و برادران خود در دیگر مناطق جهان کسب اطّلاع نمایید و اجازه ندهید که توقّف فعّالیّت یاران و خادمین احساس انزوا در شما ایجاد کند. در صورت لزوم با کمک مؤسّسات امری در خارج و خویشان و دوستان خود در سایر نقاط عالم میتوانید با این مشتاقان نیز در تماس باشید.

در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد آن فارسان مضمار وفا هستیم و نزول ملائکۀ تأیید را برای آن عزیزان مقرّب درگاه کبریا ملتمسانه آرزو میکنیم.

مدیر وبلاگ چهارشنبه 28 اسفند 1387 1 نظر  نظر بدهید!

نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به دادستان کل ایران

نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به دادستان کل ایران

جامعه جهانی بهائی

BAHÁ’Í INTERNATIONAL COMMUNITY
United Nations Office
866 United Nations Plaza, Suite 120, New York, NY 10017 USA
Telephone: 212-803-2500, Fax: 212-803-2566, Email: uno-nyc@bic.org

آیت الله قربان‌علی درّی نجف‌آبادی
دادستان کلّ کشور
جمهوری اسلامی ایران

مقام محترم دادستان کلّ کشور،

اعلان اخیر آن جناب در بارۀ امور اداری جامعۀ بهائی ایران مسائلی را در عرصۀ بحث عمومی مطرح ساخته است که نه تنها بر امنیّت و معیشت افراد این جامعه اثر می‌گذارد بلکه بر آیندۀ هر شهروند آن کشور ارجمند نیز تأثیری عمیق دارد. شرح اقدامات انجام شده برای تدوین پاسخ بهائیان ایران در قبال این اعلان مطمئنّاً به استحضار شما رسیده است. "یاران" و "خادمین"، گروه‌های کوچکی که در سطح ملّی و محلّی به امور روحانی و اجتماعی چند صد هزار بهائی ایرانی رسیدگی می‌کردند، آمادگی خود را برای پایان دادن به کار خود اعلان داشته‌اند. این تصمیم تنها بدین منظور اتّخاذ شده است که بهائیان حسن نیّت خود را بار دیگر و به روال ۳۰سال گذشته به دولت جمهوری اسلامی ایران نشان دهند.

بیت العدل اعظم این مسئله را برای بهائیان روشن ساخته‌اند که متوقّف شدن کار این گروه‌ها نباید موجب نگرانی گردد. میلیون‌ها بهائی در کلّیّۀ کشورهای جهان و نیز همۀ کسانی که از تاریخ این دیانت مطّلع‌ و وقایع اخیر را با بی‌طرفی ناظرند مطمئن هستند که بهائیان ایران خواهند توانست به نوعی امور روحانی جامعۀ خود را سر و سامان دهند، همان طور که در طیّ ۱۶۵ سال فشار و تضییقات شدید موفّق به این امر شده‌اند. امّا با توجّه به سنگینی اتّهامات وارده بر یاران و خادمین، ما که نمایندگی ۱۷۹ محفل روحانی ملّی بهائی عالم را در سازمان ملل متّحد به عهده داریم وظیفۀ خود می‌دانیم که نکاتی اساسی را در نامه‌ای سرگشاده به استحضار آن جناب برسانیم.

در بیانیّه‌ای که از طرف خبرگزاری فارس در ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ منتشر شد جناب عالی با اشاره به مادّۀ ۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خصوص حقوق شهروندان و هم‌چنین مادّۀ ۲۳ در مورد آزادی عقیده، چنین اظهار داشته‌اید: "داشتن یک عقیده و مرام [برای همه] آزاد ولی اعلان و ابراز آن به منظور تحریف افکار دیگران، جریان‌سازی و یا تبلیغ و تظاهر به قصد اغواگری و تشویش اذهان دیگران و عناوین مشابه، مجاز نخواهد بود." این بیان را جز به کوششی برای سنجش میزان خوش‌باوری انسان نمی‌توان تعبیر کرد. نکته‌ای که مورد قبول همگان است آنکه در طیّ قرون و اعصار، رژیم‌های سرکوب‌گر با اظهاراتی از این قبیل منع مستبدّانۀ افکار و عقاید را توجیه نموده‌اند. تصوّر آنکه می‌توان داشتن عقاید فردی را از ابراز آن در رفتار و گفتار جدا ساخت مقدّمه‌ای برای استدلالی کاذب است. برای درک بطلان آن، انسان می‌تواند بپرسد که اگر ایمان خود را نتواند آگاهانه در روابط خویش با دیگران به ظهور و بروز رساند داشتن آن چه مفهومی دارد؟ توجیه این استدلال با تأکید بر ممنوعیّت بیان فقط آن عقایدی که موجب تحریف افکار دیگران می‌گردد، ممکن است در وهلۀ اوّل معقول به نظر برسد، ولی در واقع مجوّزی است برای مسئولین امور که هر شخصی را که مایل باشند سرکوب کنند، چه که این امکان را برای آنان فراهم می‌سازد تا اعمال یا سخنانی را که مطابق میل‌شان نیست با برچسب تحریف افکار محکوم نمایند. در هر حال، سابقۀ بهائیان ایران از این نظر روشن است. آنها هرگز نخواسته‌اند موجب چنین تحریفی گردند و در مقام اغواگری و تشویش اذهان مردم نیز نبوده‌اند. از آنجایی که حضرت عالی با آگاهی کامل از سابقۀ بهائیان مسئلۀ آزادی عقیده را در چارچوب اصول مربوط به حقوق شهروندی در ایران مطرح کرده‌اید به نظر می‌رسد که ممنوعیّت کار یاران و خادمین را به عنوان شرطی برای قائل شدن حدّ اقلّ بعضی از حقوق بهائیان که در طیّ ۳۰ سال گذشته پایمال شده منظور نموده‌اید.

حقایق و سوابق مسئله البتّه بر آن جناب کاملاً روشن است:

- بهائیان ایران که همیشه در معرض خشونت‌های ادواری قرار داشتند، از جمله عملیّاتی که با تحریک ساواک بی‌رحم انجام می‌شد، بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ دست‌خوش موج جدیدی از تضییقات گشتند.

- در ماه مرداد سال ۱۳۵۹ هر نُه نفر اعضای محفل روحانی ملّی بهائیان ایران — هیئت ملّی که طرز انتخاب و وظایف آن در تعالیم بهائی آمده است و قسمتی از ساختار اداری بهائی را در همۀ کشورها تشکیل می‌دهد — ربوده و ناپدید گردیدند و مطمئنّاً اعدام شده‌اند.

- کسانی که متعاقباً به عضویّت این هیئت انتخاب شدند و هم‌چنین جمعی از افراد برجستۀ جامعۀ بهائی از جمله چندین عضو از اعضای محافل روحانی محلّی یعنی هیئت‌هایی که در سطح محلّی فعّالیّت داشتند توسّط دولت دست‌گیر و اعدام گردیدند.

- در پاسخ به اعلانی که از طرف دادستان کلّ در سال ۱۳۶۲ صادر و خواستار انحلال تشکیلات اداری بهائی شده بود، محفل روحانی ملّی ایران به نشانۀ ابراز حسن نیّت به دولت، خود و دیگر مؤسّسات اداری بهائی در کشور را منحل نمود.

- بعد از مدّتی و به جهت پاسخگویی به نیازهای روحانی و اجتماعی جامعۀ ۳۰۰۰۰۰ نفری بهائیان ایران، گروه یاران در سطح ملّی و گروه‌های خادمین در سطح محلّی به طور غیر رسمی شروع به کار کردند.

- حدود ۲۰ سال است که نهادهای مختلف دولتی با یاران و خادمین به طور مرتّب، گاه با روشی دوستانه و گاه تحت بازجویی‌های خشن و طولانی، در ارتباط بوده و با آنان مشورت ‌نموده و از فعّالیّت‌های آنها کاملاً آگاه بوده‌اند. چنین به نظر می‌رسید که امکان گفتگو بین بهائیان و نهادهای دولتی در حال شکل‌گیری بود.

- امّا در طیّ همین مدّت، در سال ۱۳۶۹ نامه‌ای با امضای حجّت الاسلام سیّد محمّد گلپایگانی که در آن زمان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران بودند منتشر گردید. در این سند از مراجع دولتی خواسته شده است که اقدامات مختلف پیشنهادی در آن را به منظور مسدود کردن "راه ترقّی و توسعۀ" بهائیان ایران به مرحلۀ اجرا در آورند و طرحی برای "از بین بردن ریشه‌های فرهنگی آنان در خارج" تهیّه نمایند.

- اذیّت و آزار بهائیان در طیّ این مدّت به طور پیوسته ادامه داشته است ولی در سال‌های اخیر با افزایش نفوذ عناصری خاصّ که همواره هدف‌شان ریشه‌کن کردن جامعۀ بهائی ایران بوده، این روند شدّت و حدّت بیشتری یافته است.

- از حدود سال ۱۳۸۴ به بعد، مبارزۀ رسمی برای بدنام کردن دیانت بهائی از طریق رسانه‌های گروهی — روزنامه‌ها، سایت‌های اینترنتی، رادیو، تلویزیون و فیلم — تحرّک بیشتری پیدا کرد و تا به امروز هم‌چنان بدون وقفه ادامه دارد. بدون شک اقدامات سازمان‌یافته‌ای در جهت اجرای مفاد سند مورّخ ۱۳۶۹ در حال انجام است.

- در ماه اسفند ۱۳۸۴ توجّه گزارش‌گر ویژۀ سازمان ملل متّحد در امر آزادی مذهب یا عقیده به نامۀ محرمانه‌ای جلب شد که در تاریخ ۷ آبان ۱۳۸۴ از طرف ستاد مشترک نیروهای مسلّح ایران خطاب به نهادهای امنیّتی مختلف و تشکیلات پلیس و سپاه پاسداران مرقوم و از آنها خواسته شده بود که بهائیان را در سراسر کشور شناسایی نموده زیر نظر بگیرند. این نامه موجب نگرانی‌ شدیدی در سراسر جهان برای امنیّت بهائیان گردید.

- جوانان بهائی بیش از ۲۰ سال از ورود به دانشگاه‌ محروم بودند زیرا تقاضا‌نامۀ امتحانات سراسری ایران نوعی بود که آنها را مجبور به کتمان عقیده می‌نمود. در سال ۱۳۸۵ به علّت فشارهای جامعۀ بین‌المللی، تغییراتی در تقاضا‌نامه به وجود آمد و چند صد نفر دانشجوی بهائی توانستند وارد دانشگاه شوند، ولی این امید دوامی نیافت زیرا در طیّ همان سال وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ضمن نامه‌ای به ۸۱ دانشگاه دستور داد هر دانشجویی که بهائی شناخته شود از دانشگاه اخراج گردد.

- به دنبال نامۀ فوق‌الذکر، پلیس اطّلاعات و امنیّت عمومی نامۀ دیگری به تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۸۶ صادر نمود و اشتغال بهائیان را که سالیان دراز است از استخدام در ادارات دولتی محروم‌اند در تقریباً بیست رستۀ شغلی در بخش آزاد ممنوع ‌ساخت. بدین ترتیب کوشش‌های مداوم در جهت قطع حیات اقتصادی جامعۀ بهائی به شدّت تقویت گردید.

- در چند سال اخیر، تعداد بهائیانی که بدون دلیل بازداشت می‌شوند افزایش یافته، حمله به خانه‌های بهائیان و مصادرۀ اموال و آتش زدن عمدی دارایی‌های شخصی آنان رو به فزونی نهاده، تخریب قبرستان‌های بهائی گسترش یافته، امتناع از پرداخت وام بانکی و صدور جواز کسب به بهائیان شدّت یافته، آزار و فشار بر صاحبان املاک مستأجرین بهائی اوج گرفته، تهدید شهروندانی که به یاری بهائیان بر می‌خیزند وسیع‌تر شده و تحقیر کودکان بهائی در مدارس از سوی معلّمین رو به ازدیاد نهاده است. کاملاً روشن است که اقداماتی از این قبیل به طور منظّم در شهرهای مختلف یکی بعد از دیگری هماهنگی می‌شود.

- سرانجام هفت نفر اعضای یاران، یک نفر در اسفند ۱۳۸۶ و بقیه در اردیبهشت ۱۳۸۷، بازداشت و به زندان افکنده شدند. این بی‌گناهان برای مدّتی در زندان انفرادی بوده امکان ملاقات با اعضای خانواده‌هایشان را نداشتند. هر چند که نهایتاً به اعضای خانواده‌ها اجازه داده شد که ملاقات‌های کوتاهی تحت نظارت نزدیک مسئولین زندان با آنها داشته باشند، ولی مسجونین هنوز از دسترسی به وکیل مدافع و مشورت قانونی محروم هستند. شرایط زندان آنان در حال تغییر بوده است و در یک زمان پنج نفر مردان را در سلولی که بیش از ده متر مربّع وسعت نداشت و فاقد تخت خواب بود جای دادند.

- بالاخره بعد از نُه ماه مسجونیّت و بدون ارائۀ هیچ مدرکی که آنان را با کوچک‌ترین خطایی مرتبط سازد، اعلان گردید که این هفت نفر به "جاسوسی برای اسرائیل"، "توهین به مقدّسات" و "تبلیغ علیه نظام" متّهم شده‌‌اند و پروندۀ آنها به زودی با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال خواهد شد.

- بر طبق گزارش جراید، بلافاصله بعد از این اعلام، آن جناب ضمن نامه‌ای خطاب به وزیر اطّلاعات، در حالی که مسئلۀ حقوق شهروندی ایرانیان در مورد آزادی عقیده در قانون اساسی را به طور ضمنی مطرح ساخته‌اید، اظهار داشته‌اید که وجود یاران و خادمین در ایران غیر قانونی است. متعاقباً اعلانی رسمی نیز
در این مورد صادر فرمودید.

وقایع سال‌های اخیر و ماهیّت اتّهامات وارده پرسش‌هایی را در ذهن هر ناظر بی‌طرفی راجع به هدف ظلم و ستم‌های همه‌جانبه علیه بهائیان ایران مطرح می‌سازد. حتّی اگر در طیّ روزهای پرآشوب اوّلیّۀ انقلاب احیاناً سوء تفاهماتی در ذهن مسئولین امور در مورد انگیزه‌های جامعۀ بهائی وجود داشته است، چگونه این سوء ظنّ‌ها می‌تواند هنوز هم ادامه یابد؟ آیا هیچ یک از اعضای محترم دولت ایران اتّهامات کاذبی را که دائماً علیه بهائیان در آن مملکت عنوان می‌شود واقعاً باور دارند؟ آیا حقایق ذیل بر مسئولین امور در دوایر مختلف دولتی کاملاً روشن نیست؟

- بهائیان در هر کشوری که ساکن باشند برای پیشبرد رفاه و سعادت مردم آن کشور می‌کوشند، خود را ملزم می‌دانند که دوش به دوش هموطنان‌شان در راه دوستی و اتّحاد و استقرار صلح و عدالت گام بردارند، برای حفظ حقوق خود و دیگران از طرق قانونی اقدام می‌کنند، در همۀ احوال به ذیل درست‌کاری و صداقت متشبّث بوده، از ستیزه‌جویی و اختلاف بیزارند و از رقابت برای رسیدن به قدرت پرهیز می‌نمایند.

- یکی از اصول بنیادی دیانت بهائی اینست که پیروانش باید از هر نوع جبهه‌گیری سیاسی در هر سطحی اعمّ از محلّی، ملّی و بین‌المللی مطلقاً اجتناب ورزند. حکومت در مقام نهادی برای تأمین رفاه و سعادت و پیشرفت منظّم جامعۀ بشری مورد احترام بهائیان و اصل اطاعت از قوانین مدنی یکی از ویژگی‌های آیین بهائی است.

- در آثار بهائی هر گونه اقدامی که خیانت به وطن محسوب شود صریحاً منع گردیده است و روش و سلوک بهائیان در سراسر عالم تمسّک آنان را به این اصل مهم به اثبات می‌رساند.

- ساختار اداری بهائی که در بیش از ۱۸۰ کشور جهان استقرار یافته وسیله‌ای برای هدایت انرژی بهائیان در خدمت به اجتماع و نیز برای رسیدگی به امور روحانی و اجتماعی جامعۀ بهائی است. داشتن این ساختار
ابداً دلیلی بر وجود هیچ انگیزۀ سیاسی نیست و ربطی به دخالت در امور دولت و یا حکومت ندارد.

- مرکز بین‌المللی دیانت بهائی به دنبال تبعیدهای پی در پی حضرت بهاءالله در نیمۀ قرن سیزدهم هجری شمسی توسّط دولت ایران و عثمانی، در خاک کشور اسرائیل امروز قرار گرفته است. حضرت بهاءالله بعد از سرگونی از وطن خود ایران، در سال ۱۲۴۷ یعنی ۸۰ سال قبل از تأسیس دولت اسرائیل، به مدینۀ محصّنۀ عکّا تبعید گردیدند و سرانجام پس از گذشت چهل سال دوری از وطن، دار فانی را وداع گفتند. اینکه امروز بهائیان در سراسر جهان با مرکز جهانی بهائی در بارۀ مسائل شخصی و امور جامعۀ خود در تماس هستند امری طبیعی و حقیقتی کاملاً شناخته شده است.

- دیانت بهائی احترامی خاصّ نسبت به تمام ادیان الهی قائل است. آثار مقدّسۀ بهائی از اسلام به عنوان "شریعت مبارکۀ غرّا" یاد می‌کند و حضرت محمّد (ص) را "سراج وهّاج نبوّت کبری"، "سرور کائنات" و "نیّر آفاق" که "به ارادۀ الهی از افق حجاز اشراق نمود" وصف می‌نماید. مقام حضرت امیرالمؤمنین (ع) را با عباراتی مانند "بدر منیر افلاک علم و معرفت" و "سلطان عرصۀ علم و حکمت" توصیف می‌کند. در زیارت‌نامۀ مخصوص حضرت سیّدالشّهداء (ع) که از قلم حضرت بهاءالله نازل شده، از آن حضرت با القاب "فخر الشّهداء" و "نیّر الانقطاع من افق سماء الابداع" یاد شده است.

- بهائیان بر طبق تعالیم دیانت خود ملزم هستند که در نهایت درستی و صداقت و صحّت عمل رفتار کنند، در حیات فردی عفّت و عصمت و تقوا پیشه نمایند و در برخورد با دیگران از هر گونه تعصّب اعمّ از نژادی، قومی و طبقاتی آزاد و برکنار باشند.

با توجّه به این حقایق آشکار و انکارناپذیر، درک این مسئله بسی مشکل است که چگونه می‌توان کلماتی مانند "جریان‌‌سازی"، "اغواگری"، "خطرناک" و "تهدیدکننده" را در مورد فعّالیّت بهائیان ایران به کار برد. عدّه‌ای جوان به خاطر تعهّدی که نسبت به هم‌وطنان خود دارند کودکان خانواده‌های کم درآمد را مدد می‌دهند تا مهارت خود را در ریاضیات و زبان فارسی تقویت نموده قادر به ایفای نقشی سازنده در پیشرفت کشور خود باشند. آیا جناب عالی کوشش این جوانان را خطرناک می‌دانید؟ اگر بهائیان آرمان‌های والایی را با همسایگان خود در میان گذارند و این تعهّد وجدانی را در آنان تقویت نمایند که اصلاح عالم از طریق اعمال طیّبهٴ طاهره و اخلاق راضیهٴ مرضیّه است، آیا باید عمل‌شان تهدیدی برای جامعه به شمار آید؟ خانواده‌ای بهائی در خلوت‌گاه خانۀ خویش با چند نفر از دوستان خود که از تصاویری که در رسانه‌های گروهی از بهائیان ترسیم شده دچار تشویش ذهن و سردرگمی شده‌اند صحبت می‌نماید و ماهیّت واقعی معتقدات خود را که بر محور اصولی نظیر وحدانیّت خدا و اتّحاد نوع بشر دور می‌زند با آنان در میان می‌گذارد. آیا این اقدام را می‌توان جریان‌سازی دانست؟ کودکی در مدرسه پس از شنیدن کلمات اهانت‌آمیز نسبت به مؤسّس آیین خود که صمیمانه به او عشق می‌ورزد، از معلّم مؤدّبانه اجازه می‌گیرد تا برای هم‌کلاسی‌های خود معتقدات خویش را توضیح دهد. آیا می‌توان این عمل را اغواگری نامید؟ جوانی متعهّد و مشتاق به تحصیل علم و دانش از مسئولین امور می‌خواهد که بدون اینکه مجبور باشد ایمان خود را کتمان نماید به او حقّ ورود به دانشگاه بدهند. آیا هیچ گونه فریب و اغوا در این تقاضا وجود دارد؟ اگر چند خانواده، گهگاهی برای دعا و نیایش و مذاکره در مورد مسائل مورد علاقه خود گرد هم ‌آیند، چه ضرری از این کار متوجّه جامعه می‌شود؟ با توجّه به اینکه روح بشر فاقد جنسیّت است، آیا ابراز این عقیده که زن و مرد در نظر خدا مساوی هستند و می‌بایستی بتوانند دوش به دوش یک‌دیگر در همۀ میادین فعّالیّت کنند، باید موجب نگرانی باشد؟ آیا نامعقول است اگر گروه‌‌های کوچکی در غیاب ساختار اداریِ جامعۀ خود، که در آثار مقدّسۀ آنها توصیف گردیده تلاش کنند تا ازدواج جوانان، تعلیم و تربیت کودکان و دفن مردگان را بر طبق اصول آیین خود انجام دهند؟

آنچه مذکور آمد نمونه‌ای از ظلم و ستم‌ شدیدی است که بهائیان ایران با آن رو به رو هستند. حقّ داشتن این گونه فعّالیّت‌هاست که مدّت ۳۰ سال است از بهائیان ایران سلب شده است.

به استحضار آن مقام می‌رساند که مأمورین دولت در طیّ ۲۰ سال گذشته بارها به اعضای گروه یاران و خادمین گوشزد نموده‌اند که مسئولین امور در حقیقت بهائیان را در مقابل کسانی که اعضای این جامعه را عناصری منفی در اجتماع می‌دانند حفظ می‌کنند. البتّه در بین هر ملّتی شاید بتوان بخش کوچکی از مردم را تحت تأثیر فشارهای بغض و عناد ‌به نحوی تحریک نمود تا مرتکب اعمال بی‌رحمانه و ظالمانه گردند. امّا اصولاً دید ما نسبت به مردم ایران با تصویری که از طرف چنین مأمورینی ترسیم می‌شود مطابقت ندارد. در نظر ما تنگ‌نظری و کوته‌بینی صفات ایرانیان نیست. آنچه ما می‌بینیم تعهّدی محکم به اجرای عدالت از طرف افراد منصفی است که با بسته‌ شدن بی‌دلیل مغازه‌های چند نفر بهائی در شهر خود به حکومت دادخواهی نمودند. ما خصلت وفاداری و یگانگی هنرمندان و موسیقی‌دانان جوانی را می‌بینیم که به دنبال محروم شدن هم‌کاران بهائی خود از اجرای برنامه در کنسرت عمومی، آنان نیز از اجرای برنامه خودداری نمودند. ما شهامت و استقامت دانشجویانی را می‌بینیم که بعد از ممنوع شدن هم‌کلاسی بهائی خود از شرکت در امتحان، به دادخواهی و اعتراض برخاستند و خود نیز از شرکت در امتحان امتناع ورزیدند. ما روحیّۀ شفقت و خیرخواهی همسایگان یک خانوادۀ‌ بهائی را می‌بینیم که در تمام ساعات شب حمایت و هم‌دردی نسبت به همسایۀ خود را که منزل‌شان ظالمانه ویران شده بود ابراز داشتند و در جهت اجرای عدالت و جبران خسارات وارده بر آن خانواده اقدام نمودند. ما در ندای بسیاری از ایرانیان آزاده که به دفاع از هم‌وطنان بهائی خود برخاسته‌اند طنین گذشتۀ شکوه‌مند این ملّت شریف را با گوش جان می‌شنویم. با شکرانۀ عمیق قلبی و سپاس فراوان نسبت به آن آزادگان، آنچه را که ناگزیر شاهد آن هستیم اینست که بسیاری از کسانی که به حمایت ازجامعۀ ستم‌دیدۀ بهائی بر می‌خیزند، چه دانشجو و دانش‌پژوه، چه روزنامه‌نگار و فعّال اجتماعی، چه هنرمند و شاعر، چه اندیشمند پیشرو و طرف‌دار حقوق زن، حتّی شهروندان عادّی خود نیز از تضییقات و ستم‌های مشابهی رنج می‌کشند.

به استحضار آن مقام محترم می‌رساند که اثرات تصمیمی که قوّۀ قضائیّۀ کشور در روزهای آینده اتّخاذ خواهد کرد تنها منحصر به جامعۀ بهائی ایران نخواهد بود. آنچه در واقع مطرح است مسئلۀ آزادی وجدان و اندیشۀ تمامی ملّت ایران می‌باشد. ان‌شاءالله به خاطر حرمت اسلام و شرافت مردم آن سرزمین، در قضاوت خود انصاف را رعایت نماید.

با احترام،
جامعۀ جهانی بهائی

رونوشت: سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متّحد

مدیر وبلاگ شنبه 17 اسفند 1387 2 نظر  نظر بدهید!

پیام بیت العدل اعظم مورخ 5 مارچ 2009

۴ شهرالعلاء ۱۶۵



ستایندگان اسم اعظم و یاوران ممتحن جمال قدم در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

ای حاملان امانت الهیّه،

در چند هفتۀ اخیر توجّه جهانیان بیش از پیش به مظالم جدیدی که پیروان حضرت بهاءالله در آن سرزمین با آن رو به رو هستند معطوف بوده است. بی‌اساس بودن اتّهامات علیه هفت نفر اعضای محترم یاران، ناروا بودن جور و ستم نسبت به دیگر زندانیان بی‌گناه بهائی و ادامۀ فشار و تضییقات علیه اعضای جامعۀ اسم اعظم موضوع بحث و مذاکرات عمومی در سراسر عالم می‌باشد. ثبوت و رسوخ شما عزیزان و تمرکز افکارتان بر ادارۀ امور زندگی، انجام وظایف روحانی و خدمت به وطن گرامی، و هم‌چنین وقار و متانت و روحیّۀ استقامت سازندۀ شما در مقابله با مشکلات بی‌شمار تحسین همگان را برانگیخته است.

دادستان کلّ کشور اخیراً اعلان داشته‌اند که وجود هیئت‌های یاران و خادمین در ایران غیر قانونی است. این اعلان با توجّه به اینکه نهادهای مختلف دولتی در طیّ ۲۰ سال گذشته با این هیئت‌ها مرتّباً در ارتباط و از فعّالیّت آنها آگاه بوده‌اند تعجّب‌آور است. اعضای محترم یاران از سلول زندان چنین اظهار داشته‌اند که اگر ترتیب کنونی برای ادارۀ جامعۀ بهائی دیگر مورد موافقت دولت نیست، اعلان تعطیل آن اشکال بزرگی برای جامعۀ بهائی ایجاد نخواهد کرد و تأکید نموده‌اند که این رویکرد صرفاً به این منظور اتّخاذ گردیده که جامعۀ بهائی بار دیگر حسن نیّت خود را به روال گذشته به دولت جمهوری اسلامی ایران نشان دهد.

تصمیم هیئت یاران و حکمت و مصلحت آن در شرایط کنونی مورد قبول این جمع است. مسجونیّت آن امنای حضرت رحمان که با کفایت و درایت شایان به خدمت برادران و خواهران روحانی خود در آن سرزمین مقدّس مشغول بوده‌اند، اجرای این تصمیم را به عهدۀ هیئت‌های محترم خادمین در سراسر ایران محوّل می‌نماید. خادمین عزیز به نوبۀ خود سرمشق فداکاری و از خودگذشتگی در راه خدمت به امر الهی بوده‌اند. با آگاهی کامل به تدبیر و کاردانی ایشان، مطمئن هستیم که آن نفوس برازنده با رعایت موازین لازم کار هیئت‌های خود را در این زمان با روشی مناسب پایان خواهند داد. هم‌چنین اطمینان داریم که توقّف کار هیئت‌های یاران و خادمین موجب نگرانی خاصّی برای جامعۀ ستم‌دیدۀ بهائی ایران نخواهد شد. احبّای عزیز و ممتحن مهد امر الله، آن باسلان میدان خدمت و وفا، با اتّحاد و اتّفاق کامل و با تعاون و تعاضد دائم و البتّه به مدد تأییدات الهیّه، شیوه‌ای شایسته خواهند یافت تا وظایف روحانی و امور اجتماعی خود را سر و سامان بخشند و هم‌چنین کوشش در راه خدمت به وطن عزیز و هم‌وطنان گرامی خود را با نیّتی خالص و ایمانی راسخ دنبال نمایند. تاریخ درخشان ۱۶۵ سال گذشته مؤیّد این اطمینان است.

محافل روحانی ملّی با هم‌کاری دفاتر سازمان ملل متّحد، فعّالان حقوق بشر و روشن‌فکران، بیش از پیش برای دفاع از حقوق حقّۀ شما عزیزان در تلاشند. جامعۀ جهانی بهائی نامه‌ای سرگشاده به تاریخ ۱۴اسفند ۱۳۸۷ خطاب به دادستان کلّ کشور ارسال داشته و در آن نکاتی اساسی راجع به اعلان اخیر آن مقام را گوشزد نموده است. در این ایّام مبارک صیام، خواهران و برادران روحانی شما در سراسر عالم در ادعیۀ خود به یاد شما هستند و با توسّل به قوای روحانی منبعث از فداکاری‌های شجاعانۀ شما می‌کوشند که در راه پیشرفت و ترقّی امر الله و پیشبرد سعادت و رفاه نوع انسان از هیچ تلاشی دریغ ننمایند. ما مشتاقان نیز در اعتاب مقدّسۀ علیا به راز و نیاز مشغولیم و در کمال تضرّع و ابتهال از جمال اقدس ابهی مسئلت می‌نماییم که علما و امرا را عدل و انصاف عنایت فرماید و روز استخلاص و رهایی شما عزیزان از قید تعصّبات واهیه و تضییقات دیرینه هر چه زودتر فرا رسد.
۵ مارچ ۲۰۰۹

مدیر وبلاگ شنبه 17 اسفند 1387 1 نظر  نظر بدهید!

دانلود کتاب قرن انوار

عزیزان لینک زیر مربوط به کتاب قرن انوار است.با کلیک بر روی آن میتوانید کتاب را با دو فرمت ورد و پی.دی.اف دانلود کنید.


دانلود با فرمت ورد:


http://nbiran.persiangig.com/document/Qarn-i-Anvar.doc



دانلود با فرمت پی.دی.اف:


http://nbiran.persiangig.com/document/Qarn-i-Anvar.pdf

مدیر وبلاگ چهارشنبه 14 اسفند 1387 1 نظر  نظر بدهید!

آئین بهائی

دیانت جهانی بهائی

دیانت بهائی، یک دیانت جهانی است و هدفش اتحاد جمیع نژادها و ملیتها در یک آرمان بین المللی و دیانت واحد می باشد. تجدید و تکامل ادیان از اصول این آئین است زیرا در هر زمان مقتضیات جامعه بشری تغییر می پذیرد و در هر عصری دینی جدید موافق با مقتضیات و نیازمندهای جهانیان ظاهر می گردد. بـهائیان پیروان حضرت بـهاءالله هستند و معتقدند که ایشان، جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون حضرت ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر در این زمان بدان نیازمند است. محور تعالیم دیانت بـهائی وحدت عالم انسانی است یعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به یگانگی رسند و همه در ظلّ یک جامعه جهانی درآیند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بیمانند نیروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پیشین سبب جدائی و اختلاف میان اقوام و طبقات و ادیان و ملل عالم گشته است از میان بردارد و مهمترین کاری که امروز بشر باید به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. یکی از اهداف و مقاصد دین بـهائی بذل  همت و مساعدت در این مسیر است. از این روی امر بـهائی جامعه‌ی جهانی مرکّبی بیش از 7 میلیون نفر از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعالیم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشیده است. آزمایشی که بهائیان در این راه گذرانده اند سبب تشویق کسانی است که از همین راه می پویند و نوع انسان را اعضاء یک خاندان و کره زمین را یک وطن می دانند.

 

Aeene Bahai

جمعی از بهائیان از نقاط مختلف جهان

مدیر وبلاگ چهارشنبه 14 اسفند 1387 1 نظر  نظر بدهید!

    1         2         3         4         5         6     >>
آخرین مطالب ارسالی
پیام بیت العدل اعظم الهی رضوان 2009 میلادی
پاسخ به نظرات
پاسخ به نظر یکی از دوستان
پیام بیت العدل اعظم مورخ 26 مارچ 2009
پیام بیت العدل اعظم مورخ 21 مارچ 2009
پیام بیت العدل اعظم مورخ 18 مارچ 2009
نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به دادستان کل ایران
پیام بیت العدل اعظم مورخ 5 مارچ 2009
دانلود کتاب قرن انوار
آئین بهائی
دانلود کتاب دوم روحی
دانلود کتاب اول روحی
ابراز نگرانى عمیق اتحادیه اروپا از وضعیت هفت زندانى بهائى ایران
دانلود کتاب چهار وادی
دانلود کتاب هفت وادی
مروری بر احکام دیانت بهائی
کشور مقدّس ایران در نظر بهائیان
کشور مقدس ایران در خلال آثار بهائی
نوروز و آئین بهائی
نوروز در آثار بهائی
وبلاگ نوجوانان بهایی ایران
بیانیه رفاه عالم انسانی
حضرت عبدالبهاء مرکز عهد و میثاق آئین بهائی
تاریخ مختصر حیات حضرت بهاءالله
تاریخ مختصر حیات حضرت باب
حضرت بهاءالله بنیان گذار آئین بهائی
اصول اعتقادات بهائیان عالم
  غیبت و دروغ
حرام بودن شرب مسکرات
خاتمیت ، وبای عام دینی
آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه
تعداد بازدیدکنندگان : 5791
RSS

صفحه اصلی  |  آرشیو  |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By nbi & Publish By nbi


www.nbi.blogsky.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ